گزارش

فرش‌های ایرانی پرنده استانبول و پژواک‌های جنگ ایران

سایت اطلاع رسانی فرش ایران - کارپتور
سرویس اخبار خارجی کارپتور
۱۰ آوریل ۲۰۲۶

 

بازار بزرگ استانبول مانند رودخانه‌ای زنده زمزمه می‌کند و جریان‌های رنگ و صدایش از میان سنگ‌های طاق‌دار می‌گذرند.

صداها طنین‌انداز می‌شوند، تاجران فریاد می‌زنند، دست‌ها روی پشم و ابریشم سر می‌خورند. سریع، سپس آهسته. فرش‌ها بلند و باز می‌شوند. فرش‌های ایرانی مانند پرچم‌ها آویزان هستند، طرح‌هایی که با گل‌ها، تاک‌ها و هندسه‌هایی قدیمی‌تر از خودِ بازار پر شده‌اند. قرمزهای تیره. آبی‌های نیلی. طلایی‌های ملایم. چانه‌زنی تبدیل به تئاتر می‌شود. نگاهی. مکث.


فرش‌های متنوعی که در یک فروشگاه در استانبول به نمایش گذاشته شده‌اند. 

 

آیکوت اوتر، صاحب یک فرش‌فروشی در استانبول، در حالی که یک فرش تا شده در دست دارد، می‌گوید: «در جاهایی مثل اینجا، مردم دنبال چیزی ارزان‌تر هستند، اما نکته اصلی را فراموش می‌کنند

با کمی رانندگی، در نمایشگاه او در هتل سوئیسوتل بسفر، سر و صدای بازار جای خود را به سکوت می‌دهد.

فرش‌های هرکه ترکی و ایرانی صبورانه منتظرند، قرار است قاره‌ها را بپیمایند و فرهنگ و زیبایی را با خود حمل کنند، اما جنگ‌ها آنها را روی زمین نگه داشته است. آنها به آرامی می‌غلتند، از دیوارها بالا می‌روند و با بال زدن روی زمین، رویای خانه‌های دوردست را در سر می‌پرورانند.

اوتر می‌گوید: «ترکیه بخشی از جنگ فعلی بین ایران، اسرائیل و آمریکا نیست ، اما ما آن را حس می‌کنیم. رزرو هتل‌ها لغو شده است. توقف محموله‌ها. گردشگران کمتر می‌آیند. فرش‌ها غذا یا نوشیدنی نیستند. آنها یک کالای لوکس هستند.»

 

در نمایشگاه فرش سوئیسوتل استانبول، مجموعه‌ای غنی از فرش‌های ترکی و منطقه‌ای مورد بحث قرار می‌گیرد. (عکس از Turkiytoday)

 

وقتی نخ‌ها قرن‌ها را زمزمه می‌کنند

اوتر در سکوت و درخشش نمایشگاهش که در سال ۲۰۱۲ پس از سال‌ها تجارت افتتاح کرد، نشسته است، بخاری که از فنجان چای ترکی‌اش بلند می‌شود. فرش‌ها مانند قصه‌گویان صبور منتظرند.

او دستانش را روی فرش هرکه قرار می‌دهد، نخ‌های ابریشمی نور را به خود جذب می‌کنند.

به آرامی می‌گوید: «به این نگاه کن، هر گره، ضربان قلب است. هزاران گره می‌توانند روی یک فرش باشند. این کار به صبر، قرن‌ها سنت و دستانی نیاز دارد که ریتم نسل‌ها را بشناسند

«در روستاها، زنان هنوز در خانه می‌بافند. در گذشته، خانواده‌ها با چادر و گوسفند سفر می‌کردند، فرش‌ها را از شهری به شهر دیگر حمل می‌کردند و در مساجد و بازارها می‌فروختند. هر فرش حامل یک زندگی، یک فصل و یک داستان بود

او به قطعات کوچک‌تری که در بالیکسیر و اوساک، روستاهایی که ریتم‌های عشایری هنوز در آنها طنین‌انداز است، ساخته شده‌اند، اشاره می‌کند.

فرش‌های پرنده از نور تا سایه

اوتر فرشی از هرکه پهن می‌کند. نخ‌هایش مانند نور خورشید بر روی دریاچه می‌درخشند، طرح‌هایی که مانند باغ‌های مخفی شکوفا می‌شوند؛ گلدار، هندسی، زنده با خاطره.

او در حالی که تکه‌ی بافته‌شده‌ی ظریف را بلند می‌کند، می‌گوید: «مهم‌ترین چیز در یک فرش، گره است. هر کدام با دست گره زده شده‌اند. یک سانتی‌متر می‌تواند صد گره را در خود جای دهد و تراکم بیشتر، جزئیات ظریف‌تر و ساختار نازک‌تری ایجاد می‌کند

بعضی از فرش‌ها با حرکت تغییر رنگ می‌دهند، تُن‌های ظریفی ظاهر می‌شوند و با برخورد نور به سطح، محو می‌شوند. این از یک تکنیک پرداخت می‌آید که در آن الیاف با زاویه برس زده می‌شوند و به طرح عمق و زندگی می‌بخشند.

ابریشم لایه دیگری از شگفتی را اضافه می‌کند.

در بورسا، کرم‌های ابریشم پیله‌هایی می‌تنند که با دقت به نخ‌های ظریف تبدیل، رنگ‌آمیزی و در طرح‌های پیچیده بافته می‌شوند. اوتر می‌گوید: «اگر کفش‌هایتان را دربیاورید، احساس راحتی خواهید کرد

 

نمایش جادوی فرش هرکه که در آن رنگ‌ها با چرخش فرش از روشن به تیره تغییر می‌کنند . (عکس از Turkiytoday)

 

زمزمه‌های ایران در آن سوی دستگاه بافندگی

در آن سوی اتاق، یک فرش ایرانی بر دیوار خودنمایی می‌کند و رنگ‌هایش نبض تاریخ را در خود دارند.

اوتر با اشاره به طرح‌ها می‌گوید: «فرش در ترکیه یک سنت است. فرش‌های ایرانی مشهورند، اما فرش‌های ترکی مقدم‌تر بودند.» او با لحنی غرورآمیز ادامه می‌دهد: « در دوران امپراتوری سلجوقی ، شهرهایی مانند اصفهان و تبریز به مراکزی تبدیل شدند که در آنها فنون فرش تکامل یافته و گسترش یافتند و این امر با جابجایی، تجارت و زمان شکل گرفت

کشتیرانی اکنون دشوار است. درگیری در منطقه نزدیک به بنادر، که هزینه‌ها را افزایش می‌دهد.

«ترک، ایرانی ، افغانی، هندی. حدود بیست کشور نزدیک ترکیه فرش می‌بافند

برای اوتر، هر فرش به همان اندازه که طرح دارد، جغرافیا را نیز در خود جای داده است. می‌گوید: «بسیاری از این سرزمین‌ها زمانی بخشی از امپراتوری‌های عثمانی یا سلجوقی بوده‌اند. تار و پود آنها هنوز هم آن پژواک‌ها را در خود دارد

 

یک فرش ایرانی که به دیوار آویزان بود، طرح‌های پیچیده و رنگ‌های غنی آن را نمایان می‌کرد . . (عکس از Turkiytoday)

 

پژواک اولین گره‌ها

او کنار طرح‌های باستانی مکث می‌کند.

«فرش پازیریک مربوط به ۴۰۰ سال پیش از میلاد مسیح است که برای هزاران سال در سیبری منجمد شده بود. بیش از ۳۶۰ هزار گره در هر متر مربع. آن صبر و شکیبایی را تصور کنید. فرش‌های ترکی قرن‌ها بعد در قونیه پدیدار شدند، اما کار ما همان فداکاری را به همراه داشت

حتی نقاشانی مانند ژان لئون ژروم از فرانسه به استانبول سفر کردند و فرش‌ها را در بازارها و فضاهای داخلی ثبت کردند. «تاجر فرش پر از آنهاست، الگوهای ما که روی بوم ثبت شده‌اند تا اروپا ببیند

 

جایی که دست‌ها به یاد می‌آورند

اوتر فرش دیگری از هرکه را بلند می‌کند. نخ‌های ابریشمی که با زاویه چهل و پنج درجه برس زده شده‌اند، طرح‌هایی ایجاد می‌کنند که برای ماشین‌ها غیرممکن است.

او می‌گوید: «یک ماشین هرگز نمی‌تواند با دست‌ساز برابری کند. اگر بسوزد، خیس شود یا بپوسد، می‌توان آن را تعمیر کرد. ماشین‌ساز شاید ده سال دوام بیاورد. دست‌ساز می‌تواند نسل‌ها دوام بیاورد. مثل طلاست

او اضافه می‌کند: «فرش‌های ماشینی ضخیم‌تر از فرش‌های دستباف هستند، اما فرش‌های نازک‌تر بهترند و به دار و گره‌های بیشتری نیاز دارند

قیمت‌ها منعکس‌کننده زمان هستند. تولید یک ابریشم هرکه به مساحت شش متر مربع ممکن است یک سال طول بکشد، تنها هزینه نیروی کار به دوازده هزار دلار می‌رسد و قیمت نهایی آن شصت هزار دلار است.

نسخه‌های ماشینی با قیمت بسیار کمتری فروخته می‌شوند.

او اضافه می‌کند: «همین وضعیت در مورد پارچه‌های تقلبی Hereke که چین تولید می‌کند هم صدق می‌کند. ظاهرشان مثل قبل است، اما ابریشم، حس و حال و زندگی‌شان از بین رفته است

طرح‌های مختلف فرش‌های هرکه، یک فرش دستباف را در کنار فرش ماشینی نشان می‌دهد؛ از نظر ظاهری مشابه اما از نظر بافت متمایز است. (عکس از Turkiytoday)

 

مسافران در دنیای معلق

زمانی بازدیدکنندگان خارجی مغازه او را پر می‌کردند - اول آمریکایی‌ها، بعد سوئیسی‌ها، فرانسوی‌ها و بعد اعراب خلیج فارس.

«حالا آنها تردید دارند. فرودگاه‌ها بسته‌اند. جنگ‌ها بر تخیل سایه انداخته‌اند. مردم برای تماشا می‌آیند، نه برای خرید. آنها امنیت می‌خواهند، نه تجمل

او به یک فرش ابریشمی ایرانی اشاره می‌کند. «این یکی، چهار در شش متر، دو سال طول کشیده تا چهار نفر آن را تمام کنند. می‌تواند هفتاد و پنج هزار دلار قیمت داشته باشد، اما حالا چه کسی صبر می‌کند؟»

این فرش‌ها، مانند بادبادک‌باز، حامل خاطره، فرهنگ و حسرت خانه‌های دوردست هستند.

اوتر دوباره چایش را مزه مزه می‌کند. «فرش‌های دستباف زنده هستند. آنها با دستانی که آنها را بافته‌اند نفس می‌کشند. آنها داستان‌های عشایری، کاخ‌های عثمانی و امپراتوری‌های سلجوقی را با خود حمل می‌کنند.»

بازار همچنان نسبت به بی‌ثباتی جهانی حساس است، اما فرش‌ها در سراسر استانبول همچنان از مرزها و نسل‌ها عبور می‌کنند و نه تنها الگوها، بلکه خودِ زمان را نیز با خود حمل می‌کنند.

آنها که با دقت گره خورده‌اند و منتظرند تا گشوده شوند، شاهدان، قصه‌گویان و نگهبانان فرهنگی قدیمی‌تر از امپراتوری‌ها هستند.

 

۱۰ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۰۱ صبح به وقت گرینویچ +

 

اگر این مطلب را می‌پسندید از طریق لینک‌های زیر در شبکه‌های اجتماعی به سایر علاقه مندان همرسانی کنید!

دیدگاه ها


  • هنوز دیدگاهی ثبت نشده است!

نظرات شما:

  • نظرات حاوی هرگونه توهین و یا نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات به غیر از زبان فارسی و یا غیر‌مرتبط با مطلب، منتشر نمی‌شود.